جاسک خبر
یکشنبه 8 بهمن 1391 :: نویسنده : شهروند جاسکی
نظر یکی از خوانندگان محترم در خصوص آموزش و پرورش جاسک که خواسته آن را منتشر کنیم. این نظر به صورت خصوصی برای مطلب (یک نظر جالب در خصوص آموزش و پرورش) ارسال شده است.

حسنی
شنبه 7 بهمن 91 10:43
از نظر رئیس آموزش وپرورش کار بسار جالبی کرده جز عملکردهای شکوفا نشده خودش دانسته واقعاًبرسی کنید از زمان رفتن فینی تا حال سطح آمزش وفراگیری دانش آموزان چقدر شده است چند درصد مدارس در روستا ها دارای معلم هستند چقدر از دانش اموزان دختر مجبور به ترک تحصیل شده اند آموزش وپرورش شده است با مغز متفکر خود بنام جمالی اسپانسر امام جمعه ومقامات سیاسی...
این مطالب را منتشر کنید


خوانندگان عزیز اگر قصد انتشار نظراتتان را دارید لطفا به صورت خصوصی ارسال نفرمائید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 8 فروردین 1392 07:31 قبل از ظهر
چرا همیشه مردم جاسک بدبخت است اداره بازرگانی دارد مرغ تاریخ گذشته توزیع می کند بخدا کسی نیست به داد مردم جاسک برسد
چهارشنبه 25 بهمن 1391 10:51 بعد از ظهر
جمالی بذبخت کار بلد نیست که انجام بدهدعیب از او نیست از ریس اداره بخواهید او فقط عشقش معاون بودن است برورشی هیج ما هم دوست داریم کارکنیم هیجکدام بلد نیستیم
چهارشنبه 25 بهمن 1391 02:07 بعد از ظهر
باسلام
مطالب شماوبلاگ نویسان عزیزاستان هرمزگان ازاین به بعدبجای انتشاردرکانون وبلاگ نویسان استان توسط سرویس وبگردی پایگاه خبری تحلیلی هرمز دراین سایت منتشرخواهدشدوازشماوبلاگ نویسان گرامی درخواست می شود جهت حمایت،این پایگاه خبری رادروبلاگ خودلینک نمایید.
Hormoz.ir
نکته:سرویس وبگردی پایگاه خبری تحلیلی هرمزشایددیربه دیربه شماسربزندولی تمام مطالب شماراپوشش قرارخواهدداد،شمامی توانیدنظرات خودرادرقسمت تماس بامدیرکانون وبلاگ نویسان استان
سمت راست وبالای وبلاگ درآدرس جدید(kwh.blogfa.co)برای ما ارسال کنید.
کانون وبلاگ نویسان کارخودرادرآدرس جدیدی که گفته شد آغاز کرده ولطفا"ماراباآدرس جدیدلینک کنید.
موفق باشید

سه شنبه 24 بهمن 1391 09:02 قبل از ظهر
اقای یوسف و جانی تو بجای جواب دادن من برو آنها را اصلاح كن كه هر یكی مشكلاتی دارند یكی وسیله استفاده شخصی میكند و خرچ ان از صنف است یكی با طلا تقلبی و نرخ بالا كلاه سر مردم میگذارد بنام صنف و یكی ده تا مغازه بی مجوز باز میكندو یكی دیگر هم فساد اخلاقی اش داد می زند
جمعه 20 بهمن 1391 11:00 بعد از ظهر
جاسک اگه فرماندار داشت صندلی میاوردن واسه برنامه /یعنی جاسک صندلی نداره /
چهارشنبه 18 بهمن 1391 09:40 قبل از ظهر
مسئول محترم جوابیه آقایان نجفی و گنارزاده را نوشته بوده در سایت نیست متشكر و ممنون
سه شنبه 17 بهمن 1391 09:29 قبل از ظهر
با سلام
ای كسانیكه تهمت بی خود و بی اساس به آدمهای سرشناس و معتبر و مطمعن شهر می زنید نكنید این كارها را با آبرو و حیثیت مردم بازی نكنید اگر مشكل دارید و مدرك دارید بروید به ارگان مربوطه شكایت كنید. (منظور مستعار نجفی و گنازاده)
سه شنبه 17 بهمن 1391 08:38 قبل از ظهر
با سلام
ای كسانیكه تهمت بی خود و بی اساس به آدمهای سرشناس و معتبر و مطمعن شهر می زنید نكنید این كارها را با آبرو و حیثیت مردم بازی نكنید اگر مشكل دارید و مدرك دارید بروید به ارگان مربوطه شكایت كنید. (منظور مستعار نجفی و گنازاده)
دوشنبه 16 بهمن 1391 01:46 بعد از ظهر
با سلام در جواب گفته های بعضی از بی فكران در خصوص افترا به عرض میرساند آقای قربان پور خیلی آدم خوب و سرشناسی است و آقای نجفی هم آدم خوب و شناخته شده است و تمام مغزه های برادران و فامیلهای آنها دارای پروانه كسب هستند و از كسی پول شخصی هم نگرفته اگر مدرك داری برو بازرگانی و یا مجمع ثابت كن و بدون مدرك ننویس
دوشنبه 16 بهمن 1391 12:47 بعد از ظهر
شیر و گرگ و روباهی با هم رفیق شدند و برای شکار به دشت و کوه رفتند . گرگ و روباه در رکاب شیر به بیشه کوه رفتند و سه حیوان را که عبارت بودند از گاو کوهی و بز کوهی و خرگوش شکار کردند.
گرگ بدون توجه به اینکه شیر سلطان حیوانات است و اختیار و انتخاب با اوست با روباه زمزمه کرد که لابد شیر مانند شاهان دادگستر سهمیه آنها را خواهد داد.
شیر از خیالات و طمع آنها آگاه شد ولی در ظاهر خندان بود و وانمود نمی کرد دل پری از آنها دارد. تا اینکه شیر به گرگ گفت این جانوران شکار شده را عادلانه به نیابت از طرف من تقسیم کن .
گفت شیرای گرگ این رابخش کن معدلت را نو کن ای گرگ کهن
نایب من باش در قسمت گری تا پدید آید که تو چه گوهری
گرگ گفت. ای شیر چون تو بزرگ هستی گاو وحشی از آن تو باشد و بز کوهی چون میان قامت است مال من که میانه هستم و خرگوش نیز به مناسبت کوچکی مال روباه باشد که از همه کوچکتر است .
شیر ناراحت شد و گفت : تا من هستم تو (ما و تو) می کنی؟
سپس بر سر گرگ جهید و او را پاره پاره کرد.
روباه این منظره را دید و از این حادثه تجربه آموخت و عبرت گرفت . به طوری که وقتی شیر به روباه گفت اینک تو این شکار ها را تقسیم کن روباه از روی چاره اندیشی و سیاست گفت:
قربان این گاو فربه برای چاشت شما باشد و این بزکوهی برای ظهر و نهار شما باشد و آن خرگوش برای شام و شب شما باشد.
شیر از این پاسخ شادمان شد و گفت:
ای روبه تو عدل افروختی این چنین قسمت ز که آموختی
ازکجا آموختی این ای بزرگ گفت ای شاه جهان از حال گرگ
سپس همه آن سه شکار را به روباه بخشید و گفت:
روبها ! چون جملگی ما را شدی چونت آزاریم چون تو ما شدی
ما تو را و جمله آشکاران تو را پای بر گردون هفتم نه بر آ
چون گرفتی عبرت از گرگ دنی پس تو روبه نیستی شیر منی
و روباه سپاسگزاری کرد.
استخوان و پشم آن گرگان عیان بنگرید و پند گیرید ای مهان
عاقل از سر بنهد این هستی و بار چون شنید انجام فرعونان و عاد
پس سپاس او را که ما را در جهان کرد پیدا از پس پیشینیان
دوشنبه 16 بهمن 1391 12:43 بعد از ظهر
از نار غصه سوزان
دمساز آه و افغان
از خوشدلی گریزان

عاری ز شوکت و شان
بیچاره کارمندان

بی حال و دل فسرده
بی جان مثال مرده
چون صید تیر خورده
کام از جهان نبرده

انسان ولی چه انسان
بیچاره کارمندان

در یک اتاق محبوس
با شکل و وضع منحوس
یک‌سر رببس و مرئوس
همدم به آه و افسوس

مبهوت و مات و حیران
بیچاره کارمندان

از جور بچه و زن
جان متصل به شیون
نه خانه و نه مسکن
تکلیف نا معین

جفت زیان و خسران
بیچاره کارمندان

نه رخت و نه لباسی
نه فرش و نه پلاسی
نه پایه و اساسی
نه هوش و نه حواسی

غمناک و زار و پژمان
بیچاره کارمندان

اهل و عیال خانه
دائم پی بهانه
ناراضی از زمانه
چون مرغ فکر دانه

خالیست سفره از نان
بیچاره کارمندان

امروز اهل بازار
دارند دخل سر شار
پول است نزدشان خوار
پس راضیند از این کار

لیک این کسان پریشان
بیچاره کارمندان
دوشنبه 16 بهمن 1391 10:52 قبل از ظهر
آقای به گفته دروغی نجفی و محمود كنارزاده تحمت زدن آسان است اگر می توانی ثابت كنی بیا جلو وگر نه با آبرو و حیثیت مردم برای خصومت شخصی بازی نكن
پنجشنبه 12 بهمن 1391 11:10 قبل از ظهر
ما نفهمیدیم اداره اصناف خصوص یا دولتی چرا هیچ نظارتی بر پرسنا آن نمی شه آقا یا رستم نجفی با گرفتن پول 600 هزار تومانی درماه از اصناف ببینید چنتا مغازه فاقد پروانه کسب دارد سه را هی ورودی شهر او فردی مشهور در مهله لوران به فساد شدید اخلاقی است چگونه توسط بازرگانی انتخاب شده است
دوشنبه 9 بهمن 1391 08:38 قبل از ظهر
چرا کسی در جاسک نیست به داد مردم برسد مگر جاسک جز ایران وبعد جز هرمزگان نیست آقای فرماندار که در خواب به سر می برید دور برتان را ببینید شما زمانی که در ماشین میشنید وبه مقصد بندر عباس در حرکت هستید این جاده را نمی بینید چند سال است که درست شده است چرا دولت هزینه تعمیر آنت را داده است این پول مگر مال بیت المال نیست شما ناظر آن نیستید چگونه آن را به دست کسی داده اید که هیچ گونه سررشته ای از جاده سازی ونظام مهندسی ندارد چرا ما مثل کبک شده وسر را در برف فرو برده ونمی بینیم شهر همجوار را ببینیم میناب همان جاده چگونه درست شد با چه کیفیتی شما را بخدا اگر یک زره حس میهن پرستی را دارید به شرکتی بدهید اش که توان ان را داشته باشد رئس اداره راه وترابری به غیر از جوشکاری کار دیگری بلد نیست بروید ببینید ساعت 10 سرکارمی آید چگونه زمینهای دولت را به تاراج می برد............
دوشنبه 9 بهمن 1391 08:27 قبل از ظهر
کجایید دستگاهای نظارتی فقط بلیدید بدبخت کوپشی وفینی وفلاح کهن که یکی از سرمایه های بسیار ارزنده آموزش وپرورش بود که هنوز همه درحیرت مانده اند را از میان بردارید بیاید فساد های آشکار را ببینید
دوشنبه 9 بهمن 1391 08:24 قبل از ظهر
واقعن حرف دل تمامی فرهنگیان شهرستان را زده است این موضوع بسیار شفاف وروشن است ما مانده ایم مسئولین اداره کل اموزش وپرورش کجا هستند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


این وبلاگ برای اطلاع رسانی شهرستان جاسک ساخته شده و وابسته به هیچ حزب و گروهی نمی باشد. امیدوارم با نظرات سازنده خود ما را یاری فرمائید.

مدیر وبلاگ : شهروند جاسکی
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی